تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 12:55 | نويسنده : arsalan shapaloo

یه چند روزی تحمل کن من این روزا یه دیوونم

فقط چند روز لیلا باش تو این روزا که مجنونم

دوباره حال اون وقتام همون بن بست تکراری

یه چند روزی تحمل کن اگه حال منو داری

از این خلوت خلاصم کن از این کابوس تنهایی

ازم دوری نکن وقتی کنار من همین جایی

بذار تو چشم هم باشیم نگاتو بینمون پل کن

دارم رد میشم از برزخ یه چند روزی تحمل کن .

 

دلی به وسعت آسمان دارم . . .

 

اما آسمان دلم ابری است . . .

 

افسوس نگاهم بسیار سرد و بی روح است . . .

 

انگار این پرواز را مقصدی نیست . . .

 

بالهایم شکسته اند . . .

 

شاید امید پرواز را هیچگاه نیابم . . .

 

آهسته و آرام کنار کوچه غربت راه

میروم . . .

 

شاید فرصتی دگربار برای زیستن



آدمهای ساده را دوست دارم
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند
همان ها که برای همه لبخند دارند
همان ها که همیشه هستند،
برای همه هستند
آدمهای ساده را
باید مثل یک تابلوی نقاشی
ساعتها تماشا کرد
عمرشان کوتاهاست
بسکه هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سوء استفاده می کند یا
زمینشان میزند
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد
آدم های ساده را دوست دارم
بوی ناب “آدم” میدهند.

ساده که میشوی 
همه چیز خوب میشود 
خودت 
غمت 
مشکلت 
غصه ات 
هوای شهرت 
آدمهای اطرافت 
حتی دشمنت 
یک آدم ساده که باشی 
برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست 
که قیمت تویوتا لندکروز چند است 
فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ دارد 
مهم نیست 
نیاوران کجاست 
شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه 
کدام حوالی اند 
رستوران چینی ها 
گرانترین غذایش چیست 
ساده که باشی 
همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود 
همیشه لبخند بر لب داری 
بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی 
زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی 
آدم برفی که درست میکنی 
شال گردنت را به او میبخشی 
ساده که باشی 
همین که بدانی بربری و لواش چند است 
کفایت میکند 
نیازی به غذای چینی نیست 
آبگوشت هم خوب است 
ساده که باشی 
آدمهای ساده را دوست دارم 
بوی ناب آدم میدهند.

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را


 و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

 بوته نورس احساسم، ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

 همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

 حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

 همه شب;

 پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود

 رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود

 که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر

 و در مجادله ناکوک دل و عشق،

 کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"

 تو میدانستی;

 رویای شیرینم، یخیست

 "هایش" کردی

 چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...

یادم نیست

طلوع اولین گل سرخ بود

یا غروب آخرین نرگس زرد ؟!

که پروانه ها

تو را در من سرودند

یادم نیست

اولین شعرم را برای تو

که باران کجا می خواند

و پنجره ها فهمیدند

یادم نیست

 

کدام شب بو

از خواب عطر تو پرید

که سیب ها دانستند

یادم نیست

با جنون کدامین بید

نیمکت ها را برای تو چیدند

یادم نیست

من تو را کی دیده ام

در ملاقات های شکسته

که من همیشه بوده ام

و تو همیشه نیامدی

یادم نیست

ای عشق ناشناس

کدام گریه تو را

رو به روی من نشاند

که دست هیچ خیالی

جرأت نمی کند

از گونه های عاشقم

تو را پاک کند

و می اندیشم

از کی تو را خواسته ام ؟!

و من یادم نیست !



با سپیدی کاغذِ دلـــــــــم،

عشق بازی جانانه ای خواهم کرد...
اگــــــر...

در جان کلماتی که از قلمم می تراود،

فقط چند قطره، از جوهر عشقت را بریزی...




تــــــا حالا شدھــ

ڪہ حرف‌هایت انگار بخشڪد در گلو ؟!

چیزـے چنگ بزند تہ وجودت را

و تو از دروטּ آرامـ آرامـ بسوزـے …

بے آنڪہ دودـے بلند شود از اندامت ؟

بے آنڪہ حتے بہ فڪر ڪسے خطور ڪند

ڪه دارـے تہ مےڪشے؟!

مرا ببیـטּ !

شاید تو ببینے در مـטּ

ڪہ چگونہ دارمـ مے سوزمـ …

حالا ڪہ ڪارـے از دست ڪسے بر نمےآید

ڪاش خدا دست‌هایش را بہ مـטּ قرض مےداد

تا ڪارـے ڪنمـ براـے دلهایماטּ...

 



آدم ها...

بعضی از آدم ها را باید چند بار خواند تا معنی آن ها را فهمید

 

بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

 

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم،

 

بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.

 

 

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و

 

بعضی با کاغذ خارجی.

 

بعضی آدمها ترجمه شده اند و

 

بعضی تفسیر می شوند.

 

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و

 

بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.

 

بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و

 

بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.

 

بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.

 

بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

 

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

 

بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.

 

بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و

 

بعضی را توی کیف.

 

بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.

 

بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی.

 

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و

 

بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .

 

ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و

 

از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت

 

به راستی ما کدامیم؟